چگونه با ابن عربی آشنا شویم
۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۳   94 بازدید   0 نظر

نظریۀ کانونی ابن‌عربی موسوم به «وحدت وجود» است. هر چند در کتاب‌های او به صراحت ازین اصطلاح استفاده نشده است اما در گذر زمان و نزد شارحان او این اصطلاح قوام می‌گیرد. آنها با تأسی به جملۀ «سبحان مَن أظهر الأشیاء و هو عینها» بیان می‌کنند که حق تعالی با ظهور در اشیاء عین آنهاست. این بیان باعث ایراداتی در تاریخ عرفان شد تا جایی که ابن‌عربی به حلول و اتحاد متهم می‌شود. اما شارحان با تکیه بر گفته‌های دیگر شیخ اکبر در صدد توضیح و تبیین آن برآمدند.

 مهدی صدفی دکتری حکمت متعالیه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ما را در آشنایی با ابن عربی یاری میکند

معرفی اجمالی

 شیخ اکبر محیی‌الدین ابن‌عربی در شهر مُرسیه از بلاد اندلس (اسپانیای کنونی) شب هفدهم رمضان سال 560 ه.ق به دنیا آمد. او تا سی و هشت سالگی در اندلس زندگی کرد و سپس از شمال آفریقا حرکت کرد و سال‌ها مجاور بیت‌الله الحرام بود. گرچه نوشتن را از اندلس آغاز کرده بود، اما بیشتر کتاب‌هایش را در مجاورت خانه خدا نوشت. پس از آن به سمت شام حرکت کرد و سال‌های پایانی عمرش را در دمشق گذارند و در همانجا مدفون شد. 
ابن‌عربی در سال‌های توقفش در اندلس، مکه و دمشق و همچنین در سفرهایش با متکلمان و محدثان و عارفان بسیاری ملاقات داشت و از محضرشان فراوان آموخت. برخلاف منش عارفان که اهل نوشتن نبودند، ابن‌عربی بیش از پانصد کتاب و رساله دارد که در ضمن آن‌ها می‌توان بدیع‌ترین معارف عرفانی را  -که پیش از او سابقه نداشته است- یافت. پس از او جریان عرفانی تغییر ملموسی پیدا کرد، جنبۀ شَطَحی آن کمتر و جنبۀ نظری‌اش افزون شد. مکتب ابن‌عربی به واسطۀ شاگرد و ربیب او، صدرالدین قونوی گسترش می‌یابد که تا زمان حاضر ادامه دارد.
نظریۀ کانونی ابن‌عربی موسوم به «وحدت وجود» است. هر چند در کتاب‌های او به صراحت ازین اصطلاح استفاده نشده است اما در گذر زمان و نزد شارحان او این اصطلاح قوام می‌گیرد. آنها با تأسی به جملۀ «سبحان مَن أظهر الأشیاء و هو عینها» بیان می‌کنند که حق تعالی با ظهور در اشیاء عین آنهاست. این بیان باعث ایراداتی در تاریخ عرفان شد تا جایی که ابن‌عربی به حلول و اتحاد متهم می‌شود. اما شارحان با تکیه بر گفته‌های دیگر شیخ اکبر در صدد توضیح و تبیین آن برآمدند. به‌طور خلاصه وحدت وجود به معنای حلول ذات خدا در اشیاء یا اتحاد این دو و یکی‌شدنشان نیست، بلکه او در هر شیئی ظهور دارد و به واسطۀ ظهور او در اشیاء است که اشیاء هستند و جلوه‌ دارند، در غیر این‌صورت و از حیث ذات، اشیاء همان نیستی و بوار‌اند. بنابراین می‌توان آیۀ «کُلّ شیءٍ هالکٌ إلّا وجهَه» را در تأیید نظریۀ وحدت وجود به‌ شمار آورد.

ادامه این نوشته به همراه آثار این اندیشمند را میتوانید در سامانه علوم انسانی میقات دنبال کنید