یادداشت
 رضا کاظمی - سمت : عضو کارگروه پایش نظام مسائل اجتماعی در ایران ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۰:۰۷   0 نظر

روند تاریخی انسداد شیعه: گزارشی از درسگفتار دکتر عطاءالله بیگدلی

فلسفه تاریخ شیعی، عناصر خاص خود را دارد که روایتی خاصی نیز از تاریخ انسان ارائه می‌دهد. روایتی که با تقابل میان دو ولی (امام) حق و باطل –در ابتدا آدم (ع) و شیطان– بر سر خلافت روی زمین آغاز می‌شود و ادامه پیدا می‌کند و معنای خود را می‌یابد. تاریخ به صورت «لاتزال دولة الباطل طویلة و دولة الحق قصیرة» پیش می‌رود که در آن غلبة اکثری با جبهة باطل است و فرج‌هایی در میانة این غلبة اکثری نیز برای جبهة حق حاصل می‌گردد.

در این تاریخ، وضع انسان به طور عمومی به جای آنکه پیشرفت کند، زوال و انحطاط می‌یابد به طوری که در نهایت زمین از ظلم و جور پُر می‌شود. شرایط برای مؤمنان نیز روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود؛ گرچه فرج‌های میانی نویدبخش پایان‌یافتن انتظار آنان برای برپایی دولت کریمه زیر پرچم ولی‌الله است. مؤمنان در روندی از «انسداد تاریخی» رفته‌رفته از هستة اصلی دین دور می‌شوند و انواع حجاب‌ها بر آنها عارض می‌شود. زمانه به طوری پیش می‌رود که آنچه اصل و اساس اسلام و دیانت است یعنی نسبت حضوری و بسیط خاص مؤمن با ولی الهی و تسلیم و سرسپردگی در برابر او، علی‌الدوام کمرنگ‌تر و کمرنگ‌تر می‌گردد و انواع قواعد و وسایط و نظریات و تفسیرها میان آنها حایل می‌شود.

شاید اوج این انس و حضور که حقیقت اصلی اسلام و ولایت است را باید در مدینه سراغ گرفت؛ در زمانی که بین ما و خدا تنها یک واسطه –نبی(ص)– بود. در مدنیت کوچکی که مبتنی بر وحی ساخته شده بود، خدا حضوری پررنگ داشت و آسمان چنان به زمین نزدیک بود که در ارتباط با مسایلی علی‌الظاهر ریز و جزئی آیات وحی الهی نازل می‌گشت. اصحاب بدر با آنکه برخی بسیار کم از احکام و شرایع و ... می‌دانستند با تسلیم در مقابل پیامبر و ولی الهی به مقامات بلندی دست یافتند. این پیوند البته با رحلت نبی (ص) و غصب ولایت در ثقیفة بنی‌ساعده از جبهة حق گرفته شد. مردم در امر خلافت به اجماع و رأی خود عمل کردند و ولی یک مرحله به حجاب رفت. حلقة یاران (شیعیان) بسته می‌شود و دیگر عمومی نیست. با شهادت صدیقة طاهره (س) دوران تقیه آغاز می‌شود که در آن خود ولی نیز تقیه پیشه می‌کند. با درحجاب‌کردن ولی، منع روایت حدیث و شعار حسبُنا کتاب الله، اسلام برای بسیاری از مسلمین، از تسلیم در مقابل ولی الهی به مکتبی مبتنی بر متن و الفاظ تقلیل می‌یابد. در ابتدا بنای خود اهل بیت (ع) بر مشارکت در حکومت تا جای ممکن برای جلوگیری از انحرافات بود تا اینکه بی‌وفایی مردم مدینه و سپس کوفه کار را به واقعة کربلا رساند. گویا حجاب جدیدی عارض شده بود که مدعیان تشیّع خود در زمان قیام قیام نمی‌کردند و در زمان منع قیام دست به قیام می‌زدند. سپس حتی مدعیان جدیدی برای امامت سر بلند کردند و برخی شیعیان اسرار را فاش و اضاعه کردند و بار دیگر پس از واقعة کربلا، فرج اهل بیت (ع) به تأخیر افتاد. حجاب پشت حجاب بر جهان تشیّع عارض شد. پس از مدتی حتی جسم ائمه (ع) نیز در حجاب شد به گونه‌ای که آنان بسیاری اوقات در زندان و تحت نظر حکومت‌های جور در محاصره قرار داشتند. با غیبت صغری، نیابت خاصّه تنها راه ارتباطی شیعیان شد به طوری که حتی نایبان نیز بسیاری از اوقات نمی‌دانستند امام (عج) دقیقاً کجا هستند. حیرت شدیدی شیعیان را فرا می‌گرفت. در نهایت سال 329 معروف به سال تناثرالنجوم و سال آغاز غیبت کبری فرارسید که بسیاری از علما و روات حدیث شیعه از جمله کلینی و شیخ علی سمری (نایب چهارم) در آن از دنیا رخت بربرستند.

با آغاز دوران غیبت، برای شیعیان نیز، دسترسی به دین منحصر شد به استفاده از متون. شأن عالم نیز در جهان تشیّع تغییر کرد. ابتدا عالم در شیعه برابر شد با راوی و محدث. اولین کتاب‌های نوشته شده مجموعه‌هایی از احادیث بود. هنوز تقلید و مرجعیتی هم در کار نبود و علما با استفاده از خودِ آیات و روایات به حقایق و اوامر دین پی می‌بردند و برای مردم بیان می‌کردند. در قرن پنجم که علمای شیعه به بغداد، مرکز علمی اهل سنّت، پا گذاشتند با تشکیک‌هایی که از سوی اهل سنّت بر آنان وارد می‌شد به ناچار به تدوین کتبی در رجال، اصول و کلام همت کردند. کم‌کم حتی تقسیم‌بندی‌های پنج‌گانة اهل سنّت برای روایات، دربارة روایات شیعه نیز رواج یافت و احادیثی که (با قرائن فراوان) صحیح‌الانتساب بودند، به صحیح‌السّندبودن تقلیل یافتند. مباحث تخصصی اصول فقهی و رجالی روزبه‌روز فربه‌تر شد. به تدریج رساله‌های حاوی فتاوی، جایگزینِ کتاب‌های روایات احکام شد و استفاده از منابع دین به حدی تخصصی شد که تنها شاید پس از 20-30 سال تحصیل برای کسی امکان‌پذیر شود. حتی قرآن نیز از سوی برخی متنی تخصصی خوانده شد که تنها برای خواص علما قابل استفاده است. ورود فلسفه و عرفان نیز وضعیت را پیچیده‌تر از گذشته کرد. آن نسبت بسیط حضوری مبدّل به علم و تخصصی مفصل و حصولی شد و برای عموم مردم دین مرادف شد با رسالة توضیح‌المسایل. بدین شکل، دسترسی و انس و نسبت حضوری با کلام خدا و احادیث اهل بیت (ع) نیز قطع شد و دین به امری تخصصی و علمی تبدیل شد و لایه‌ای دیگر از حجاب –شاید به ناچار– میان شیعیان و اولیای الهی کشیده شد. در نهایت نیز در مواجهة با جهان جدید معنای بسیاری از مفاهیم تغییر یافت به گونه‌ای که عقل ذیل راسیونالیسم و علم مرادف ساینس فهم شد و حتی برخی تلاش کردند که دین را با نظریات علمی و فلسفی آمده از جهان غرب سازگار سازند.

مطابق روایت شیعه از تاریخ، از این حجاب‌ها تا فرارسیدن ظهور و فرج گزیری نیست. اما فرج‌های اجواب در میانة این مسیر، همچون به حاکمیت رسیدن شیعیان در عصر آل بویه، ساقط‌شدن خلیفة عباسی به دست مغولان و پیروزی انقلاب اسلامی، فرصت‌هایی گران‌قیمت برای حفظ و تقویت ایمان برای شیعیان پدید می‌آورد تا بالاترین مؤمنان تاریخ در دوران منتهی به ظهور پا به عرصه بگذارند؛ مؤمنانی که هر چند نتوانند مقابل فراگیرشدن ظلم و جور به طور کامل بایستند اما خود را آماده می‌سازند تا با ظهور امامشان و پایان‌یافتن فرآیند تاریخی انحطاط و انسداد، بار دیگر آن نسبت اصیل انس و حضور را با ولی به حق الهی برقرار سازند.

 

برگرفته از درسگفتار دکتر عطاءالله بیگدلی در موضوع انفتاح و انسداد در مؤسسة میقات