یادداشت
 سینا شیخی - سمت : مسئول مؤسسه میقات و کارگروه پایش مسائل بنیادین علوم انسانی در ایران ۲۵ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۲:۴۱   0 نظر

کرونا و بحران سرمایه­‌داری

انسان از دیرباز با بیماری­های مختلفی دست و پنجه نرم کرده است. بیماری­ها فراتر از مشکلات جسمی، انسان را به خود مشغول کرده­اند. در فلسفه کلاسیک بحث از شر، به واسطه بیماری­ها و رنج­های انسان همواره مورد توجه بوده است. اما بیماری­های واگیردار علاوه بر مباحث فلسفی، سیاست و جامعه و روان انسان را نیز به حوزه سلامت پیوند می­دهند. چرا که در این بیماری­ها نه تنها سلامت جسمی انسان، بلکه ابعاد مختلف روانی و اجتماعی نیز با مخاطره روبرو می­شوند.

بخشی از این مسائل به ­طور مستقیم معلول شرایط بیماری­های واگیردار هستند؛ مانند چگونگی کنترل بیماری در جامعه و فعال نگاه داشتن بخش­های اقتصادی وابسته به معیشت جامعه. اما مسائل بنیادی­تری نیز وجود دارند. در بحران­های اجتماعی بزرگ، بسیاری از مسائل پنهان و بنیادین اجتماعی آشکار می­شوند؛ چنانکه گاهی یک بیماری، امراض پنهان انسان را آشکار می­نماید. تحلیلگران اجتماعی به این دسته از مشکلات توجه بیشتری می­کنند، زیرا از یک­سو متوجه شالوده جامعه هستند و از سوی دیگر فرصت محدودی برای پرداختن به آن­ها وجود دارد. غفلت از این مسائل و توجه صرف به امور پزشکی و گذران جامعه، فرصت اصلاحات عمیق اجتماعی را از ما می­گیرد و شرایط پس از بیماری را نیز دشوار می­سازد.

اکنون ویروس کرونا یکی از بزرگترین بحران­های انسانی پس از جنگ جهانی دوم را پدید آورده است. ترس و اضطراب همه جا را فرا گرفته است و این ویروس به سرعت در همه کشورهای جهان منتشر می­شود. شهرها به حالتی نیمه­تعطیل درآمده­اند و تقریبا همه رویدادهای هنری، ورزشی، تفریحی در همه جای جهان تعطیل شده­اند. شاید باورش کمی سخت باشد که در اوج تمدن تکنولوژیک مدرن، یکی از انواع بیماری ساده سرماخوردگی این همه مشکل درست کرده باشد. ویروس جهش­یافته­ای که به تحلیل بسیاری از کارشناسان به نحو مستقیم یا غیرمستقیم، حاصل همین دخالت تکنولوژیک در طبیعت است. معضل آنجا بزرگتر می­شود که بدانیم این بیماری تنها یکی از آثار دخالت بی­رویه در طبیعت است؛ گرمایش زمین، آب شدن یخچال­های قطبی، انقراض گونه­های مختلف جانوری و گیاهی، آلودگی آب و هوا، آتش­سوزی­های گسترده، بیماری­های مختلف جسمی و روانی در یک دهه اخیر جهشی تحیرآور داشته­اند. طبیعت در حال پاسخ دادن به انسانیست که آن را شیئی بی­جان و منبع تصرف بلامنازع خویش می­دانست. در حالیکه رسانه­ها برای حواس­پرتی انسان از خطرات واقعی، به بزرگ­نمایی خطرات کوچک­تری مانند سیگار و چربی خون مشغول بودند، سیلی طبیعت به تدریج انسان را متوجه خطرات بنیان­ برافکن جهان معاصر می­کند. این خطرات نیز حاصل تصمیم اشخاص نیست، بلکه الگوی سرمایه­داری و سیستم اقتصادی جهان، برای حفظ جایگاه و افزایش سرمایه خویش نیازمند تصرف بیشتر و بیشتر در طبیعت است. به بیانی دیگر بحران محیط زیست نخستین اخطار جدی این بیماری به انسان­هاست. در صورت ادامه این روند، مخاطرات جدی طبیعی آینده نسل بشر را به صورتی جدی تهدید می­کند.

دومین مسأله اجتماعی که در پی شیوع ویروس کرونا نمایان گردیده، فاصله طبقاتی وحشتناک در دنیای امروز است. سازمان بهدات جهانی برای جلوگیری از شیوع کرونا دستورالعمل­هایی صادر نموده که ساده­ترین آن­ها نیز برای بخش قابل توجهی از مردم جهان غیرقابل دسترس است. شاید در نگاه نخست شست­وشوی دست با آب و صابون اتفاقی ممکن برای همه جهان به نظر برسد، اما همین راهکار به ظاهر ساده برای بیش از 2 میلیارد نفر از ساکنان کره زمین ممکن نیست زیرا به آب پاکیزه و مواد شوینده دسترسی ندارند! شاید در دنیایی که اتوپیایی مملو از رفاه و برخورداری ترسیم کرده بود و اکنون نیز برخی انسان­ها از امکانات و ثروتی بی­اندازه برخوردارند، تصور 2 میلیارد نفر که امکان شست­وشوی دست خویش را هم ندارند تحیرآور باشد، اما مسأله اصلی آنجاست که کشورهای توسعه یافته با چپاول و استعمار منابع نفتی و معدنی همین مردم محروم به جایگاه امروز خود رسیده­اند. شاید با یک مثال وضعیت مذکور روشن­تر شود؛ مسابقات *# صدا و سیمای خودمان را در نظر بگیرید. عدۀ زیادی از مردم ده­ها میلیارد تومان به حساب سامانه­ای واریز می­کنند و آن سامانه مثلا 500 میلیون تومان آن را بین مردم پخش می­کند و مابقی را در یک دزدی مدرن و مؤدبانه برای خویش نگاه می­دارد. سرمایه­داری نیز با همین الگو کار می­کند؛ دیگران کار کنند ولی تو سود ببر! البته مقدار کمی از پول مردم را به ایشان بازمی­گرداند تا بتوانند با یک زندگی حداقلی چرخ اقتصاد سرمایه­داری را به حرکت درآورند.

علاوه بر امکانات بهداشتی، برنامه­ریزی­های اجتماعی نیز متوجه منافع طبقات خاصی از جامعه است. راهکار دیگر سازمان بهداشت جهانی در همه­گیری کرونا، ماندن در خانه است، حال آنکه صدها میلیون کارگر روزمزد برای تهیه نان شب خویش چاره­ای جز بیرون آمدن از خانه و رفتن به دل خطر را ندارد. گویا در برنامه­ریزی اجتماعی و سیاستگذاری نیز طبقات محروم فراموش شده­اند. پس می­توان دموکراتیک بودن ویروس کرونا را در دیکتاتوری امکانات طبقاتی فراموش کرد. این­ها ساده­ترین تفاوت­های طبقاتی در این بیماری همه­گیر بود و قصه امکانات درمانی و زمان گرفتن تست از افراد مشکوک به بیماری تمایزات بیشتری را در این بیماری یادآوری می­کند.

علاوه بر این آمریکا و اروپا با نادیده­ گرفتن افراد سالمند و ناتوانِ مبتلا به کرونا، تعریف جدیدی از انسان ارائه نموده است: انسان موجود دوپایی است که امکان سودرسانی به نظام اقتصادی را داشته باشد! آشکار شدن این نگاه ضدانسانی به برکت ویروس کرونا می­تواند تأملی در ساختار دنیای امروز ایجاد نماید. ساختاری که زیر خروارها تبلیغ رسانه­ای و هیاهوی فوتبال و المپیک و کنسرت و سلبریتی­های شبکه­های اجتماعی مدفون شده بود. اکنون ویروس کرونا نشان داد که این اتفاقات تفریحی که بخش عمده سرمایه و وقت انسان­ها را به خود جلب کرده، در مقابل نیازهای اساسی انسان تا چه اندازه بی­اهمیت است و تعطیل شدنشان هیچ مشکل اساسی برای مردم ایجاد نمی­کند. به راستی چرا در جهانی که چند میلیارد نفر امکانات اولیۀ زندگی را ندارند، میلیاردها دلار خرج فوتبال و کنسرت می­شود؟ آیا ویروس کرونا می­تواند اولویت­بندی نیازهای انسان را به ما بیاموزد یا سرمایه­داران برای سود بیشتر خود به روند سابق ادامه می­دهند و با نمایش­های به ظاهر خیرانه، ماهیت ضدانسانی خویش را مخفی می­کنند؟

اما معضل دیگری که اکنون و در پی غلبه نگاه سرمایه­داری ما را تهدید می­کند، افزایش فاصله طبقاتی در دوران پساکرونایی است. بسیاری از سرمایه­داران در رکود حاصل از بیماری کرونا متحمل ضرر شده­اند و در پی آن هستند تا پس از این بیماری با فشار بر جامعه، به میزان سود مطلوب خویش دست یابند. تورم­ و افزایش سرسام­آور قیمت­ها در موارد مشابه مشکلات عدیده­ای را برای مردم ایجاد نموده است. به همین سبب ضرروریست که نهادهای نظارتی از هم­اکنون برای جلوگیری از این اتفاق برنامه­ریزی کنند.

در نهایت اینکه بیماری کرونا درس­های زیادی برای انسان دارد و تأمل در آن­ها برای داشتن فردایی بهتر ضروریست. امروز کشور ما الگوی سرمایه­داری و ضعف­های آن و لطمه­ای که به بشریت می­زند را پیش چشم خویش دارد و ویروس کرونا نیز بیش از پیش حقیقت جهان سرمایه­داری را افشا نموده است. رفتن به مسیری متفاوت از سرمایه­داری، مستلزم نگاهی متفاوت به انسان و عالم است؛ نگاهی که با تفکر، پژوهش و آگاهی­بخشی پدید می­آید. با شرایط فعلی نظام فرهنگی-اقتصادی ما و به­ ویژه رسانه ملی به عنوان سمبل فرهنگی کشور، راهی طولانی برای تحقق رویکردی متفاوت از سرمایه­دای پیش روی ماست. راهی طولانی اما مورد انتظار انسان امروز که زخم­های تازیانه­های نظام سرمایه­داری طاقتش را طاق نموده است.